دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

گاهی خیلی ناامید شدم و میشم، اما بازم ادامه میدم.

داشتن کسب و کار شخصی همیشه فراز و فرودهای خودش رو داره. گاهی که همه چیز بر وفق مرادت میشه، بی نهایت خوشحال میشی.

وقتی هم که اوضاع سخت بشه، غرق در ناامیدی.

توی این چند سال یاد گرفتم وقتی که روزای خوب رو تجربه می کنم، شکرگزار باشم.

وقتی هم که می رسم به روزای سخت و نا امیدی، فقط توکل کنم و به خودم یادآوری کنم که «دائما یکسان نباشد حال دوران»

اگه امروز پایین هستم، یعنی قرار فردا دوباره اوج بگیرم. اینجور وقتا به خودم میگم:«عباس یادت نره کجا بودی و کجا هستی!»

همین شرایط به ظاهر سخت، چند سال پیش برام دور و دست نیافتنی بود.

یه زمانی خریدن یدونه نون که 500 تک تومنی میشد، برام سخت بود، ولی الان توی همین شرایط سخت، یکی دو میلیون تومان، پول خورده!

هر چقدر که رشد می کنیم، خواسته هامون و نیازهامون هم رشد می کنند و بزرگتر میشن.

اینجوریه که همه چیزایی که سال قبل می خواستیم رو داریم، اما بازم احساس خوشبختی نداریم.

چون چیزای جدیدتری هست که علاقه داریم داشته باشیم مون و فکر می کنیم با رسیدن به اوناست که زندگی مون خوب میشه و درهای خوشبختی به روی ما باز میشه.

هر وقت که بتونم به خودم یادآوری می کنم که خوشبختی داشتن اون شرایط مالی، خونه و ماشین نیست!

خوشبختی خلاصه شده در لذت بردن از همین لحظه و همین چیزهایی که داری!

پس بله، من خوشخبتم …

Loading

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *