من همیشه به وبلاگ نویسی علاقه داشتم. دیدن قسمت آرشیو سایت های دیگر که نشان می دهد نویسنده آن 4-5 سال متوالی است که در حال نوشتن است، همیشه من را ذوق زده می کند.
خودم هم دوست داشتم چنین روزی را ببینم. تا الان 3-4 وبلاگ شخصی داشته ام و مطالب زیادی نوشته ام، ولی هیچ کدام به نقطه ی مد نظرم نرسید.
منظور من از سوال آیا می توانم نویسنده باشم؟ تولید محتوا برای سایت های حرفه ای نیست. منظورم کمی قبل تر از آن و خود نوشتن است.
تولید محتوای حرفه ای نکات و ترفند های خودش را دارد، اما قبل از آن از خودمان بپرسیم اصلا می توانم چیزی بنویسم؟ خوب یا بد بودنش به کنار!
داشتم فکر می کردم که نوشتن چقدر نیازمند مطالعه است؟ آیا باید برای نوشتن حتما مطالعه بالایی داشت؟
بهتر است اول در مورد عبارت مطالعه صحبت کنیم. وقتی صحبت از مطالعه به میان می آید، تصویر از خودمان در حالی که کتابی در دست داریم و در یک مکان آرام هستیم.
ولی چند نفر از ما می تواند در دنیای امروزی اینگونه مطالعه کند؟ با وجود اینترنت و شبکه های اجتماعی، مفهوم مطالعه هم تغییر کرده است، مطالعه کردن دیگر فقط خواندن کتاب نیست!
مطالعه یعنی هر ورودی که وارد ذهن می شود، از هر منبعی و از هر طریقی!
مطالعه می تواند گوش کردن به یک پادکست باشد، می تواند خواندن همین مطلب یا سایت های دیگر باشد. حتی می تواند گشت و گذار در شبکه های اجتماعی باشد!
مطالعه حتی می تواند مهمتر از همه ی اینها، تجربه کردن باشد!
چند روز پیش کتابی در مورد فروش و مغازه داری می خواندم، نویسنده از همشهری های خودم بود. به نظر نسبت به کتاب های دیگر، کلمات ساده تر و حتی عامیانه تری استفاده شده بود
حتی ممکن است در مواردی ایراداتی در نگارش و موارد اینچنین هم داشته باشد، اما خواندن این کتاب برایم لذت بخش بود، چون محتوای ارائه شده را دوست داشتم.
مشخص بود که این شخص خودش تمام این موارد را تجربه کرده است، در عمل از آن استفاده است و حالا از طریق این کتاب تجربیاتش را انتقال می دهد.
اگر به جای مطالعه، تجربه را پیشنیاز نوشتن کنیم، همه ما نویسندگانی ماهر هستیم. حتی اگر سالهاست که یک کتاب هم نخوانده باشیم.
چون همه ما در زمینه های متفاوتی تجربه و مهارت داریم. کتاب خواندن فقط اطلاعات ما را افزایش می دهد.
ولی عمل کردن، تجربه کردن است می تواند سطح مهارت را بالا ببرد.
فرقی ندارد که در اینستاگرام و شبکه های اجتماعی دیگر باشد یا در وبلاگ و وبسایت شخصی، به هر حال ممکن است این سوال شما هم باشد!
علاقه زیادی به نوشتن و منتشر کردن پست های جدید دارید، خصوصا دیدن نتیجه بعد از یکسال یا چند سال که پست های فراوانی منتشر کرده اید.
اما چرا نمی توانیم در نوشتن و انتشار مداوت داشته باشیم؟ مثلا خودم، آخرین مطلبی که نوشته بودم، مربوط به ماه ها قبل بود و امروز به صورت اتفاقی این مطلب را نوشتم.
جوابی که من برای این سوال دارم، نداشتن هدف است. چون هدف خاصی از نوشتن ندارم و برنامه ای خاصی ندارم و هر از گاهی، برای خودم نمی نویسم، نمی توانم در نوشتن ممارست به خرج دهم.
دلیل دوم هم می تواند، نداشتن مخاطب باشد. البته در شروع کار مخاطب نداشتن طبیعی است و اتفاقا کمک می کند تا راحت تر بنویسید.
برای همین نوشته، ترجیجا انتشار آن در وبلاگ شخصی ام که مخاطب کمتری دارد بود، نه در حساب ویرگولم!
اینجوری که نمیشه کلی پیش نویس ترس نذاره منتشرش کنی یه مهلت بذار براش و خودت رو ملزم کن که مثلا همیشه آخر هفته ها، همه پیش نویس هات رو ویرایش کنی و منتشر کنی بذار ترست بریزه!!
از گذشته ی خودم به یاد دارم که چقدر با نوشتن، نفس کشیدم! نوشتن فارغ از خواندن و خوانده شدن، همیشه به من کمک کرده است تا بهتر فکر کنم. مثل رفتن از یک مکان پر هیاهو به یک اتاق خلوت با سکوتی دلچسب!
خود آینده ی من! هر وقت مثل حال الانم احساس کردی پر از هیاهو و ترس شده ای، هر وقت خودت را میان سر و صداها گم کردی … فقط دوباره بنویس!
دوباره بنویس، وارد همین اتاق شوی و کمی با خودت برای پیدا کردنت خلوت کنی و مثل همیشه در این خلوت دلچسب خودت را پیدا کنی!
دوست من! اجازه بده نوشتن آرامت کند! اجازه بده نوشتن تمام ترس ها، نگرانی ها و افکار بیمارت از ذهن و وجودت بیرون بریزد! همین که اینها را در جایی بنویسی، ذهنت آرام می شود، درست مثل اینکه بار سنگینی را که به دوش داشتی، بر روی زمین گذاشته باشی.
پس خود آینده ام! هر چه را که نمی خواهی، با نوشتن روی زمین بگذار و بگذر ..
امروز سری به سایت دوست عزیزم شاهین کلانتری زدم. چقدر حال و هوای سایت و نوشته های شاهین عزیز احساس خوبی به آدم می دهد.
اخیرا سایت خودم با مشکلی مواجه بود و در دسترس نبود، بعد از مدت ها دوباره قسمت های فنی سایت را بررسی کردم و مشکل مرتفع شد.
خوشحالم که دوباره سایتم هوا شده است!
شاید آخرین نوشته ام مربوط به یکسال قبل یا بیشتر باشد، برای همین نحوه ی نگارش این پست با پست های دیگر متفاوت هست. همانطور که قبلا هم گفتم: هر طور که راحت هستید بنویسید!
پی نوشت: مثل اینکه خیلی قبل تر در مورد راحت نوشتن گفته بودم، توی وبلاگ قبلی ام ( دقت کنید شکسته نویسی کردم! ) موضوع از این قرار بود که قبلا گفته بودم بین نوشتن کتابی و شکسته نویسی ( محاوره ) کدوم رو انتخاب کنیم؟
جواب خلاصه: با هر کدوم که راحت تر هستید، همون رو انجام بدید. اینجا در تملک شماست! این شما هستید که تصمیم گیرنده هستید! 🙂
در ادامه ی پست های قبل و برداشتن اولین قدم در جهت بلاگر شدن و ایجاد سایت شخصی، می رسیم به سولا اصلی: چگونه بلاگر موفقی شویم؟ بلاگر های موفق، چطور یک موضوع پر مخاطب انتخاب می کنند؟
توی این مطلب سعی می کنم در مورد راه و روش های پیدا کردن موضوع پر مخاطب که یه سیل عظیمی از کلیک ها و بازدید ها رو براتون بیاره می نویسم
بیشتر در مورد ایده هام براتون می نویسم. بعد از چندین سال نوشتن مدام 2 تا مطلب رو همیشه موقع نوشتن، به خودم یادآوری می کنم.
اول: تکامل (که نقطه ی مقابل کمالگرایی می دونم)
دوم: هدایت
همین 2 تا عامل برای پیدا کردن جواب این سوال که: چگونه بلاگر موفقی شویم؟ کافی هست!
اینکه بگردید دنبال مباحث پر مخاطب، دنبال مقالات کلیک خور و بعد چند تا مقاله رو ترکیب کنی و بهبود بدی، خیلی هم خوبه و حتی خود منم گاهی از این کارا می کنم.
یادمه که تو چند سال قبل یه مطلبی نوشته بودم (یا می خواستم بنویسم – چون سایت قبلی ام در دسترس نیست!) در این مورد که اگر کسی مطلبی در مورد یه موضوع خاص نوشته، شما هم می تونید در موردش بنویسید یا نه؟ که نظرم صد در صد مثبت بود.
چون هر کدوم از ما از پنجره خودمون و از زاویه ای متفاوت به دنیا و مسائل نگاه می کنیم. چون نوع نگاه ما به موضوع در مطلب مون هم نمود پیدا میکنه و طعمی از نگاه ما به مسئله در اون مطلب هست.
و هر چقدر که به یک موضوعی از زوایای مختلف پرداخته بشه، بهتره و باعث درک هر چه بیشتر اون موضوع میشه.
اما یه نکته رو یادمون نره! اگر قرار باشه دائم بگردیم دنبال مطلب و محتوای کلیک خور، فرصت های زیادی رو از خودمون برای خلاق بودن، گرفتیم! در حالیکه خلاقیت مهمترین ابزار یک بلاگر محسوب میشه.
تا بحال چندین بار پیش اومده که مطلبی رو با اعتماد و عمل به الهامی که بهم شده نوشتم و بعدش کلی بازخورد عالی ازش گرفتم.
دوست دارم الهام و هدایت رو به کار دلی گره بزنم.کلی مثال هست از اینکه کاری دلی انجام شده، برای خودمون، برای اینکه دوست داشتیم این کار رو انجام بدیم و بعدش دیدیم که چقدر همون کار گرفته.
مثل خواننده و موسیقی دانی که یه کاری رو دلی زده و خیلی ازش استقبال شده و حتی شده بهترین کار اون فرد و …
توی نوشتنم همین طور، بیشتر تاکید من اینکه که یه وقت هایی رو بذارید که فقط برای دل تون بنویسید و مطمئن باشید که این نوشتن برای دل تون، معجزه می کنه.
یکی از معجزه هاش اینه که به مخاطب شما شکل میده که تو بیزینس بهش می گن پرسونا. بیزنیسمن ها یه شخصیت برای مشتری هاشون در نظر می گیرن و از اون به بعد بر اساس اون شخصیت مشتری و چیزهایی که دوست داره شروع می کنن به بازاریابی
مثلا ممکنه پرسونای یه بیزنس مامان های خونه داری باشه که به بچه هاشون توی درسها کمک می کنند و پرسونای یه بیزنس دیگه مدیر شرکت های مرتبط با فن آوری باشه.
قطعا بازارایابی برای این دو پرسونا متفاوت خواهد بود. نوشتن برای دلت، آروم آروم مخاطب شما رو شکل میده و بازاریابی ات رو به سمت مخاطب هایی می بری که ایده آل تو هستن.
شاید اول کار ندونی که دنبال چه مخاطبی هستی، اما وقتی که شروع می کنی برای دلت نوشتن، همین طور یواش یواش متوجه می شی که چه طور مخاطبی می خوای.
یکی از چیزایی که توی وایرال شدن یا همون ویروسی شدن مطالب شما همیشه، همه بهش اشاره کردن، نوشتن برای مخاطب بوده. یعنی همیشه یکی از گزینه ها اینه که بیشتر توجه کن که مخاطبت چی می خواد، همون رو بهش بده تا مطلب ویروسی داشته باشی
اما من می خوام تو این پست دقیقا نقطه ی مقابلش رو بگم. می خوام بگم که به جای اینکه مخاطبت به تو خط فکری بده، تو به مخاطبت خط بده. به جای اینکه برای دل مخاطبت بنویسی، برای به دست آوردن دل خودت بنویس!
برای به دست آوردن دل خودت بنویس!
عباس شکیبا
از هر راه و روشی که دوست دارید، در تولید محتوا برای بدست آوردن دل خودت استفاده کن!
تولید محتوا و راهکار بالا، فقط مختصص نویسنده ها نیست! چون تولید محتوا فقط نوشتن نیست! علاوه بر نوشتن موارد دیگه ای مثل پادکست و فیلم هم برای بلاگری در دسترس شماست!
خودم علاقه زیادی به استفاده از پادکست و فیلم دارم چون دستت رو باز می ذارن! می تونی از هر دری صحبت کنی و اجازه بدی مخاطب تمام یا قسمتی رو درک کنه و استفاده می کنه.
بعلاوه مثل وقتی که می نویسی درگیر دسته بندی کردن حرفهات برای ملزم شدن به صحبت از یه موضوع واحد نباشی. از طرفی چون دستت توی ویرایش کردن و کم و زیاد کردن تا حد خیلی زیادی نسبت به مطالب نوشتاری بسته است، خلاقیت می ره بالا، سرعت کار هم میره بالا.
(مخصوصا برای آدم تنبلی مثل من که اگر قصد داشته باشم روزی این کار رو انجام بدم، حتما فقط یکبار فایل رو ضبط می کنم و با کمترین میزان ویرایش و ادیت، منتشرش می کنم! )
چقدر ساده می شد اگه من می خواستم یه پادکست درست کنم و توش حرف بزنم. هر شب با موبایلم نیم ساعت یا یک ساعت حرف می زدم و بلافاصله مطلب رو در سایتم منتشر می کردم
خیلی هم ساده و عالی 🙂
حتما این کار رو هم انجام میدم! چون قراره توی این وبلاگ یاد بگیریم چطوری از علاقه مون و ترکیبش با وبلاگ نویسی پول دربیاریم؟ اونم به ساده ترین شکل ممکن!؟
به طور خلاصه، برای پیدا کردن ایده تولید محتوا و جواب این سوال که: «چگونه بلاگر موفقی شویم؟» به درون تون نگاه کنید! همه ما همیشه می دونیم قدم بعدی چیه، کافیه یکم فکر کنیم و به صدای درون مون گوش کنیم.
اگر در جستجوی ایده ای برای تولید محتوا به این صفحه رسیدی! چند نفس عمیق بکش و به صدای قلبت گوش کن. یقیقنا یک ایده برای تولید محتوا داری، همون رو انجام بده!
این مطلب به مرور تکمیل میشه و ایده های جدیدی بهش اضافه میشه.
اگر تولید محتوا می کنی یا بهش علاقه داری حتما گاهی مبهم و گنگ بنویس!! طوری که خودت هم متوجه منظورت نشی!
(مثل همین نوشته) مبهم و گنگ بودن کمکت می کنه تا از شر قید و بندهای ذهنت رها بشی پای خودت رو فراتر از محدودیت ها ترس هات بذاری!
مثلا من می ترسم از اینکه توی یک مطلب در مورد چندین موضوع بنویسم! همین ترس باعث نوشتن این مطلب شد این مطلب رو نوشتم تا بگم: فقط انجامش بده!! نگران نباش!! آروم آروم هر چیزی رو که لازمه، در مسیر یاد می گیری 🙂