اینبار تیشرت یونیکورن به مقصد ارومیه.
![]()
اینبار تیشرت یونیکورن به مقصد ارومیه.
![]()
نجم الدین رو بیخودی بزرگش کردن، کافیه با دقت به اطراف نگاه کنید تا منو ببینید 🥰😁
![]()
میشه که گاهی موقع رانندگی، یا موقع صحبت کردن با یه آشنا مطالبی به ذهنم میرسه که دوست دارم اینجا بنویسم.
اما اون موقع امکان نوشتن ندارم، بعدش هم یادم میره که چی می خواستم بنویسم.
یکی از راه هایی که به ذهنم میرسه، یادداشت کردن یک جمله کوچک هست ولی گاهی موقعیت جوری که امکان اینم نیست.
برای همین کلی چیزا یادم میرن.
ولی معتقدم اگر قرار باشه، چیزی اینجا نوشته بشه، میشه. حتی اگر یادم بره دوباره به یادم میاد
![]()
![]()
![]()
چند روزی هست که می خواستم مطلب قبلی را منتشر کنم اما وقت مناسبی پیدا نمیشد.
در تمام این مدت موضوع نوشته و مطالبی که باید مینوشتم توی ذهنم بود.
![]()
تربیت کردن کودکان بی فایده است، انها در نهایت همان چیزی خواهند شد که ما هستیم.
برای تربیت کودک اول باید خودمان را تربیت کنیم
![]()
![]()
همزه با نگه داشتن «الف» در جیبورد ( کیبورد گوگل ) قابل دسترس هست.
املای صحیح اگر خدا بخواهد هم ان شاءاللّه (بصورت جدا) است.
![]()
امید به زندگی من ۱۲۰ سال بود، حتی یک ذره هم در موردش تردید نداشتم.
اما الان که داشتم بهش فکر می کردم عدد ۹۰ سال اومد به ذهنم.
خودم هم نمی دونم چرا یهو سی سال ازش کم شد. شاید به خاطر چشم هام باشه.
اما چیزی که هست باید بیشتر از قبل به سلامتی ام برسم تا انشاالله دوباره برگردم به ۱۲۰ سال زندگی سالم.
حالا بگید امید به زندگی شما روی چه عددی توقف کرده؟
![]()