دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

شعر؛ شهراد میدری

تا که چشمانت خرامان باز از اینجا بگذرد

در کمین، دیوانه ی لحظه شماری میشوم

“دوستم داری؟” میان کوه نعره میزنم

دلخوش پژواک ” آری.. آری.. آری” میشوم

عاشقت هستم نمیخاهی چرا باور کنی؟

عاشقت هستم که از دستت فراری میشوم

عاقبت یک شب به قعر دره ات خاهم پرید

سینه چاک تو غزال بختیاری میشوم

Loading

از عباس شکیبا

عباس شکیبا، یک عدد وبلاگ نویس. در وبلاگم به موضوعات مختلف از تخصصی تا مطالب عمومی و گاهی شخصی مینویسیم.
وبلاگ نویسی قدیمی اهل مشهد، از حوالی سال ۱۳۹۰ ..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *