نوشتن برایم قلعه آرامش است. با این وجود گاهی شهوت دیده شدن، آرامشم را بهم میزند.
بعضی از روزها فکر کردن به اینکه اگر برای ۱۰ سال متمادی و هر روز مینوشتم، الان کجا بودم؟ چقدر مخاطب داشتم؟
بعضی وقتها احساس نیاز به دیده شدن، هزاران تصویر قشنگ از اما و اگر ها برایم می سازد.
اما همیشه پیش از غرق شدن در این افکار به خودم یادآوری می کنم: «بذار خودم باشم»
آرامش خودم را به دیده شدن ترجیح میدهم.
پس دیگه مهم نیست بقیه چیکار کردن؟ چقدر مخاطب دارن یا به چه سبکی مینویسند.
من خودم هستم و با همین که هستم راحتم.
پ.ن: اگر اینو خوندی، بدون هنوز کلی سوال توی ذهنم مونده ولی بی جواب گذاشتی و رفتی. بیف
![]()