نمیدانم اهل برنامه ریزی برای سال جدید هستید یا نه؟ اما من هر سال همین حوالی یادداشت اهداف سالی که گذشت را بررسی میکنم.
بعدش هم برای سال جدید اهدافم را مینویسم. از هر چیزی می نویسم از اهداف کوچک تا بزرگ. هر سال تعدادیشون تیک میخورن.
بعضی به سال آینده منتقل میشن و بعضی هم به دست فراموشی.
اما همیشه در کنار خوشحالی از دست آوردها، کمی احساس ناامیدی برای اهدافی که هنوز فاصله زیادی باهاشون دارم باقی می مونه.
منظورم اهدافی نیست که تیک نخوردند، بلکه اون هدف های بزرگ و اساسی هستن. همونا که وقتی تیک بخورند، زندگی هامون تکان اساسی خورده!
همونهایی که از بس دور هستن که تبدیل شدن به حسرت و انگار قرار نیست هیچوقت برسیم.
تناقض عجیبه! با این که محال به نظر میرسند ولی بازم از رخدادش ناامید نمیشم!
![]()